<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title> نقطه ثقل</title>
<link>http://seghl.blogfa.com/</link>
<description>فشفشه سابق</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 05 May 2007 07:19:27 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تولد تولد تولدمون مبارک</title>
<link>http://seghl.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این هفته تولد ها همه باهمن.....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تولد برادرم ُ که امروزه ُ تولد خودم ُ تولد علی ........جالبه که من&amp;nbsp; و برادرم ۱ هفته تفاوت داریم ووو با علی ۱ روز ..................:))&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همه با همن ....چه خبره ....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کلی کادو.............کلی سوپراز..............کلی تولد...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا آخر هفته میگم چه اتفاقهایی افتاد ....:))&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 May 2007 07:19:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=seghl&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>seghl</dc:creator>
<guid>http://seghl.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بارون میاد نم نم ( با صدای حبیب ) </title>
<link>http://seghl.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هوای بهاری &amp;nbsp;چند روزیه که با سرو صداش نصفه شبها خیلی ها رو از خواب میپرونه..دیروز هم که از صبح &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رگبار می اومد و همه خیابونها ژر از آب شده بودند..همه هم مثل موش آب کشیده زیر بارون...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منم که سر کار بودم از توی تراسی که تو طبقه مون هست شر شر بارون رو نگاه می کردم و آهنگ بارون حبیب رو گذاشته بودم و کاملاْ با حال و هوای اون موقع میکس شده بود&amp;nbsp;. پیش خودم می گفتم بیچاره اونهایی که زیر بارون موندن....غافل از اینکه خودم عصر ساعت ۵ گرفتار شدم به همین مشکل و حدود ۱۵ دقیقه ای توی میدون ونک جلوی در یک مغازه ایستادم ....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ماشین هم گیر نمی اومد برای رفتن به خونه..نه اتوبوس و نه تاکسی ...انگار همه فقط میرفتن شهرک غرب ..بعضی راننده ها همچین نگاه می کردن که انگار تاحالا اسم مسیر دیگه ای به گوششون نخورده بود...و یا اینکه من دو زاریم کج بود..می خواستن مسافر دربستی سوار کنن و از هوای بارونی ماهی بگیرن.......خلاصه بعد از نیم ساعتی که زیر بارون هی دلا و راست شدم و سرم تو هزار تا ماشین تاکسی و مسافر کش رفت و گفتم آقا شهرک بالاخره یکیشون سرشو به نشانه بیاین بالا تکون داد ..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منم که بعد از چند تا ماشینی که از دست داده بودم سریع پریدم جلو و سوار شدم ..این پایان ماجرا نیست که ...تازه دیدم شیشه جلو ماشین بخار گرفته و چون نمی شد شیشه پنجره ها رو کشید پایین راننده مجبور بود با دستمال یزدی کهنه ای که داشت مدام فقط شیشه جلوی خودش رو تمیز کنه ..و جای دیگه ای رو نمی دید ..منم که دلم سوخته بود گفتم آقا بدین من اینورو تمیز کنم ..اونجا بود که شدم شاگرد شوفری .....ولی خوب نتیجه داد ..چون همه مسیرشون یه جوریه که من دور میشه بهم ولی گفتم آقا میشه از اون یکی اتوبان برین ..و اون هم که تحت تاثیر کمک انسان دوستانه من بود قبول کرد و مسیر خودش و بقیه مسافر ها رو دور کرد ..ولی من راهم نزدیکتر شد ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;نتیجه اخلاقی&lt;/STRONG&gt; :&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;همیشه در هر شرایطی به همه کمک کنین چون سریع نتیجه میده ...:))&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Apr 2007 06:19:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=seghl&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>seghl</dc:creator>
<guid>http://seghl.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به کجا چنین شتابان</title>
<link>http://seghl.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گرم شدن هوا مساله این است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بهانه از این دقیق تر پیدا نمی کنین ..جلوی گرم شدن هوا را که نمیشه گرفت ..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در میدان ونک که محل رفت و آمد من هست هر روز می بینم به دخترهای زیادی تذکر داده می شود .کاشکی همش تذکر بود ُ به عده ای هم برگه هایی را می دهند امضاء کنند .حالا متن این برگه ها چی هست ُ خدا داند ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اسلام هیچوقت با زور و فشار کنترل نمی شود .......بد حجابی هم مساله اساسی کشور ما نیست.اینقدر مشکلات بزرگتری داریم که اول باید به آنها رسیدگی شود ...نه اینکه بر عکس تمام دنیا که از همه جهت در حال پیشرفت هستند ما همچنان در گیر رنگ مانتو ُ تنگی یا گشادی لباسها ُ روسری های باریک یا پهن .......این در حالی است که مردم تمام دنیا اختیار لباس پوشیدنشان را دارند و توجهشان به مسائل دیگری است ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حال&amp;nbsp;در کشور ما همچنان به حجاب گیر می دهند ........................&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Apr 2007 11:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=seghl&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>seghl</dc:creator>
<guid>http://seghl.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نسکافه همراه با نون سنگک و پنیر</title>
<link>http://seghl.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>عصر ها که میرسم خونه بهترین چیزی که هوس می کنم بخورم نسکافه به همراه یک لقمه نون پنیره.... 
&lt;P&gt;نسکافه رو که باید بخورم چون خستگی یک روز کار رو ازم دور میکنه .اونم تو لیوان خودم که آبیه.....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولی خوب میگن کلسیم شیر جذب نمیشه اگه همراه کاکائو یا نسکافه باشه ....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به هر حال من که می خورم ..خیلی هم حال میده ...به خیلی ها که میگم تعجب می کنن از اینکه اینا رو با هم می خورم ....ولی یک بار امتحان کنین...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شما هم بفرمایین ...:))&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Apr 2007 05:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=seghl&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>seghl</dc:creator>
<guid>http://seghl.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بی موضوعی</title>
<link>http://seghl.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این هفته موضوعاتمون ته کشیده...........&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شما ها چی دوست دارین ؟؟؟؟؟ که تا حالا نشنیدینش؟؟؟؟؟؟؟/&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زود بگین..بدویین...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Apr 2007 17:22:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=seghl&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>seghl</dc:creator>
<guid>http://seghl.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>1000بار از ایران</title>
<link>http://seghl.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این پست به مناسبت این هست که :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صبح رفتم آمار بازدیدکنندگان وبلاگم رو چک کردم ..دیدم نوشته ایران ۱۰۰۰....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوب خواستم این ۱۰۰۰ بار رو اینجاجشن بگیرم ..............&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Apr 2007 05:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=seghl&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>seghl</dc:creator>
<guid>http://seghl.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سرفه های خشک و پی در پی</title>
<link>http://seghl.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>امروز یک هفته داره میشه که از فرنگستان بر گشتم ..حسابی با سرمایی که خوردم خاطرات سفرم برام محکمتر شد ..بعد از ۲ تا آمپول اساسی سرپا شدم ولی هنوز سرفه های خشک و پشت سرهمش مونده و صدام هم هنوز بر نگشته (هنوز گرفته و تو دماغیه )...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;داشتم به این فکر می کردم که نسلها چقدر باهم فرق می کنن..بچه های متولد ۶۴ به بعد یک مدل دیگه هستند نسبت به یچه های ۵۹-۶۰-۶۱ ..انگاری هر ۵ سال یکبار سیستم بچه ها فرق میکنه ...حالا تصور کنین که ما ها با پدر و مادرمون چقدر فرق داریم ..البته همه اینها نسبی است ...ممکن یکی با مادرش خیلی تفاوت سنی داشته باشه ولی دوستهای خیلی خوبی برای همدیگه باشن ....:)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاید تفاوت افکار تو کشور ما خودش رو بیشتر نشون میده ولی در کشورهای دیگه چون کسی به کسی کاری نداره ..زیاد جوونها با مسن تر ها هم مشکلی پیدا نمی کنن ...یه جورایی اونها با هم فاصله دارن ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شما ها چی فکر می کنین .....................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Apr 2007 11:02:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=seghl&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>seghl</dc:creator>
<guid>http://seghl.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حالم بد است</title>
<link>http://seghl.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;امسال زمستونی اصلاْ سرما نخورده بودم ..ولی انگاری خودم خودمو چشم زدم و حسابی از فرنگ یک ویروس سرماخوردگی اساسی با خودم آوردم ...حالا صدام شده مثل خاله سوسکه ..دماغم و صورتم ورم کرده و حسابی داغونم.....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دعا کنید زودتر خوب بشم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الان که دارم اینا رو می نویسم ُ فونتها روی مانتیتور دارن جلوم رژه میرن و حسابی سرم سنگین شده .:)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=5&gt;&amp;nbsp;&lt;FONT color=#993366&gt; التماس دعا&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 10 Apr 2007 11:15:42 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=seghl&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>seghl</dc:creator>
<guid>http://seghl.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بازم فعالیت</title>
<link>http://seghl.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>واقعاٌ از خودم خجالت کشیدم که خیلی وقته هیچی ننوشتم ولی بزودی بازم می نویسم ...دیروز جاتون خالی رفتم موزه مادام توسو ......&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حسابی شلوغ بود و ۲ ساعت فقط تو صف وایسادم که برم تو .... ولی خوب بود .......:))&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Apr 2007 08:41:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=seghl&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>seghl</dc:creator>
<guid>http://seghl.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>والا چی بگم</title>
<link>http://seghl.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 352px; HEIGHT: 238px&quot; height=352 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i14.tinypic.com/2nc29a8.jpg&quot; width=344 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;والا چی بگم از رفتارها&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعضی وقتها فکر می کنم چقدر روابط به طرز کاملاْ اتفاقی و مسخره ای&amp;nbsp;بهم می خوره...البته خیلی ها میگن قسمت بوده ولی نه همش سو تفاهم هست .....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;:( و عدم درک متقابل .........&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 288px; HEIGHT: 219px&quot; height=328 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i9.tinypic.com/350jh5g.jpg&quot; width=282 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;.............این عکسها هم&amp;nbsp; از مدهای خیابانی لندن هست .............&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;جدید :&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;از این عکسها برداشت خاصی نکنید...فقط چون می خورد به موضوع گذاشتم..&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Mar 2007 21:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=seghl&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>seghl</dc:creator>
<guid>http://seghl.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
